درد دل بهار
53
موج ايام مرا بسوي غروب زندگي کشانده است اينک با چشماني ارغواني دستاني پر از باران سرخ نگاهي با زبان التماس از خورشيد مي خواهم، که اين بار مغرب را با رنگ شرقي نقش زند تا با شرقي ترين احساس به استقبالت بيايم
+ نوشته شده در توسط بهار |
تقدیم به انکه آفتاب مهرش در آستان دلم هرگز غروب نخواهد کرد
در کوی عشق چفیه عشق گمشده محکوم به زندگی خوش گذروني دلنوشته های یاسمن غم عشق گالري عکس هاي فشن و خفن عشق بي انتها مادر Give me your heart چهار چنگولی ها پسر شیطون علي و مارال بلور تنهایی من
طراح: طهورا