بعد از اين هيچ دلي مثل دلم تنها نيست
خسته تر از دل من باز در اين دنيا نيست
تار و پودم همه از رنج و پريشاني بود
قصه زندگيم آه كمي طولا نيست
بار اندوه مرا شانه ي شب مي فهمد
مثل شب هيچ كسي منتظر فردا نيست
بي قراري نكن اي عشق كمي ساحل باش
دل دريا زده ام بي خبر از دريا نيست
گرچه اين مردم بي حوصله ام مي دانند
طاقتم بيشتر از برگ گلي حتي نيست
باز بايد بنويسم به خدا اي مردم
بعد از اين هيچ دلي مثل دلم تنها نيست
+
نوشته شده در توسط بهار
|