|
بارون دونه دونه از گریه ی بهاره میخواد بگه عزیزم میبینمت دوباره ا شکای خیس ناودن ناراحتی نداره خنده روی لبامه وقتی بارون میباره یادم میاد که روزی من و تو باز دوباره رفتم باهم ببینیم رسیدن ستاره چشم تو به آسمون منم تو رو می دیدم بارون اومد که اون شب رفتنت رو ندیدم اون روز تو اومدی باز بارون رو پس اوردی اومدی که بگی تو دل رو به من سپردی اسم تو رو دل من حک شده تا همیشه حسرت تو به حوونم عمریه که نمیشه چشم تو به آسمون منم تو رو می دیدم بارون اومد که اون شب رفتنت رو ندیدم + نوشته شده در توسط بهار |
اینکه میگم دوست دارم اینکه میگم تورو میخوام اینکه میگم هرجا بری تا آخرش باهات میام اینکه میگم عاشقتم من تا همیشه باهاتم اینکه میگم پیشم بمون چه توی شادی .. چه تو غم دروغ محض به خدا من دیگه دوست ندارم اسم تو رو روی لبم از روی عادت میارم دروغ محض به خدا من دیگه دوست ندارم تو یکی از همین روزا میرم و تنهات میزارم از بازیای روزگار فرهاد تو بی بیشه شد پنچره ی شکسته امون چند روزی که شیشه شد به هر چیزی که فکر کنی از توی چشمات میخوونم تا یه قدم برمی داری من انتهاشو میخونم + نوشته شده در توسط بهار |
|