تبليغاتX
درد دل بهار

درد دل بهار

از پيش من هرگز نرو من بي تو تنها مي شوم
با حرف هر بيگانه اي رسواي رســوا مي شوم
تنهــــا رهايم مي كني وقتي كه محتــــــاج توام
صــد بار اگر تركم كني صد بار شيدا مي شوم
گم مي شوم در چشم تو تا يك نظر بر من كني
با يك نگاهـــت نازنيــن مـــن باز پيدا مي شوم
من قطره ام درياي من گم گشته ام در ساحلت
با اينكه ناچيـــزم ولي من با تـو دريـــا مي شوم
معنـــا ندارم بــي تـــو مــن در دفتـــر و ديــوان دل
اما چو اسمت مي رسد شيواي شيوا مي شوم
وقتي تو دوري از دلـــم غــم مي شود مهمان من
مانند چشـــم عاشقت همرنگ شبهــا مي شوم
وقتي صدايم مي كني گم مي شوم در عاشقـي
همــراه اين عاشـــق شدن لبريز رويا مي شـــوم
وقتي تو باشي پيش من چيزي نمي خواهد دلم
از پيش من هـــرگز نرو من بـي تو تنهــا مي شوم

+ نوشته شده در توسط بهار |


تنهــــا رهايم مي كني وقتي كه محتــــــاج توام

صــد بار اگر تركم كني صد بار شيدا مي شوم

گم مي شوم در چشم تو تا يك نظر بر من كني

با يك نگاهـــت نازنيــن مـــن باز پيدا مي شوم

من قطره ام درياي من گم گشته ام در ساحلت

با اينكه ناچيـــزم ولي من با تـو دريـــا مي شوم

معنـــا ندارم بــي تـــو مــن در دفتـــر و ديــوان دل

اما چو اسمت مي رسد شيواي شيوا مي شوم

وقتي تو دوري از دلـــم غــم مي شود مهمان من

مانند چشـــم عاشقت همرنگ شبهــا مي شوم

وقتي صدايم مي كني گم مي شوم در عاشقـي

همــراه اين عاشـــق شدن لبريز رويا مي شـــوم

وقتي تو باشي پيش من چيزي نمي خواهد دلم

از پيش من هـــرگز نرو من بـي تو تنهــا مي شوم

+ نوشته شده در توسط بهار |


مثل تو بودن با تو بودن كار من نيست

عاشق شدن در خود غنودن كار من نيست

اي كاش با غيراز تو من دل داده بودم

دل بردن از تــو دل ربـودن كار من نيست

مي بينمـــت اما غبـــار ترس چشــمت

با اشك از چشــــمم زدودن كار من نيسـت

كـــار نگاهــت بود كــار چشمهـــايت

با عشـــق بــودن يا نبـــودن كار من نيست

با واژه هايـــم راحتم بگذار و بگـــذر

شاعر شدن از تـــو سرودن كار من نيست

+ نوشته شده در توسط بهار |


آینه بارانم نکن وقتی تو چهرهم حیرته

به گریه مهمانم نکن وقتی بهانه صحبته

هر ذره از تو در زمین گوئی وفور نعمته

رخسار تو حقا که از معجزه های خلقته

هر لحظه جان خواهی ز من پاسخ فقط اطاعته

به گریه مهمان شدنم دیگر چگونه دعوته

حاضر به مردن از تو ام این عاشقانه ساعته

بیعت چگونه میشود این خود نشان بیعته

آغوش تو آرامش اوقات خوب فرصته

گم در نگاه تو شدن نقطهء عطف رویته

بوسه به گونه هات زدن مثل خود عبادته

افتاده از نفس منم آنچه نمانده طاقته

+ نوشته شده در توسط بهار |


بی تو در خلوت خود شب همه شب بیدارم
ای سفر کرده که من چشم به راهت دارم

خانه ام ابری و چشمان تو هم چون خورشید
چه کنم؟ دست خودم نیست اگر می بارم

کم برای من از این پنجره ها حرف بزن
من بدون تو از این پنجره ها بی زارم

جان من هدیه ناچیزی، تقدیم شما!
گر چه در شان شما نیست، همین را دارم

کاش می شد که در این حلقه شبی از شب ها
دست در دست تو ای خوب ترین بگذارم

من که تا عشق تو باقی ست، زمین گیر توام
لااقل لطف کن از روی زمین بردارم

+ نوشته شده در توسط بهار |


درد و دل بهار X

تقدیم به انکه آفتاب مهرش
در آستان دلم
هرگز غروب نخواهد کرد


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته چهارم آذر 1388

هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387



پیوندها

در کوی عشق
چفیه
عشق گمشده
محکوم به زندگی
خوش گذروني
دلنوشته های یاسمن
غم عشق
گالري عکس هاي فشن و خفن
عشق بي انتها
مادر
Give me your heart
چهار چنگولی ها
پسر شیطون
علي و مارال
بلور تنهایی من
چفیه
جنتلمن
غم غربت


    تعداد بازديدها:

طراح: طهورا


onLoad and onUnload Example